
از هفتهی گذشته محافل سیاسی پذیرای سوژهای جدید شدهاند: همهپرسی. حسن روحانی رئیس جمهور در اجتماع اقتصادیون در کنفرانس «اقتصاد ایران» از راهحلی جدید برای عبور از برخی مسائل سخن گفت. رئیس دولت یازدهم که از ابتدای روی کار آمدن دولت جدید و حتی پیش از آن مسائل و راهحل آنها را در پیوند با سیاست خارجی ما میدید و میخواند و در این راستا از هیچ کوششی نیز فروگذار نمیکرد، به یکباره و در چرخشی عجیب توپ بازی را به سیاست داخلی انداخت و از همهپرسی سخن گفت و آن را راهی برای برونرفت از برخی مسائل دانست.
اگرچه طرح پیشنهاد همهپرسی امر تازهای در تاریخ ایران نیست، اما کمتر در مورد زمینهها و اموری که این پیشنهاد را ضروری و بدیع جلوه دادهاند، سخن به میان آمده است. گویا همهپرسی در سیاست داخلی ایران از ظرفیت و توانایی فوقالعادهای فراتر از قدرت و ظرفیت موجود در نهادهای حکومت برخوردار است که میتواند چونان نوشدارویی، درمانگر مسائل تاریخی سیاست، اقتصاد و فرهنگ در جامعهی معاصر ایران باشد. آیا از اساس همهپرسی میتواند سیاست داخلی ایران را سامان دهد؟
همهپرسی (در مسائل دولتی یا حکومتی) چیست و مبتنی بر چه مبنایی در حکمرانی و سیاست داخلی پدید میآید؟ چه شرایط و امکاناتی برای طرح همهپرسی وجود دارد و این شرایط چگونه تحقق مییابد؟ طرح همهپرسی در نظام سیاسی ایران چه جایگاهی داشته و چگونه ممکن میشود؟
آیا همهپرسی، نوعی دموکراسیخواهی است یا آنکه در نهایت ممکن است به دیکتاتوری بینجامد؟ در چه نسبتی میان مردم و حاکمیت، همهپرسی معنا و جایگاه پیدا میکند؟ همهپرسی چه تأثیری بر جایگاه و شأن مردم در دولت یا حکومت دارد؟ آیا رجوع به افکار عمومی و فضای عمومی، نشاندهندهی حضور مردم در امر سیاست است یا آنکه معنای مردم را به اکثریت عامه تقلیل میدهد؟ آیا با همهپرسی در مسائل بغرنج حکومتی در ایران، جایگاه مردم در نظام سیاسی و بهطور کلی حاکمیت ارتقاء مییابد؟
آیا تعیین تکلیف از طریق همهپرسی، در تعارض با آرمانها و ارزشهای بنیادین جامعه است؟ آیا همهپرسی، طرحی منفعتطلبانه است یا آنکه میتواند آرمانگرایانه نیز باشد؟ آیا همهپرسی بر پایهی عقل جمعی توانایی قضاوت عادلانه در دوگانگی منافع و آرمانهای اجتماعی یا برقراری تعادل میان منافع و آرمانها در عمل را دارد؟ آیا طرح همهپرسی در ایران نشانهی پایان آرمانخواهی در حاکمیت است؟
آیا طرح همهپرسی نشانهی پایان مجلس و پارلمان در ایران است؟ آیا طرح همهپرسی در ایران به دنبال تمرکز قدرت و اقتدار برای دولت در مقابل مجلس خواهد بود؟ طرح همهپرسی با وجود انتخابات مجلس و در عین حال انتخابات ریاست جمهوری، چه معنایی میدهد؟ آیا طرح همهپرسی نشانهی ناکارآمدی یا بیکیفیتی نهادها و ساختارهای حکومتی و کارشناسان و مسئولان در حل و فصل مسائل و اختلافات است؟ آیا رجوع به آرای تماشاگران بازی سیاست، نشاندهندهی انفعال و استیصال بازیگران این میدان است؟ آیا در شرایط کنونی، رأی اکثریت میتواند ظرفیت و کارآمدی نظام جمهوری اسلامی و قوای سهگانه را ارتقا میدهد؟
آیا همهپرسی که در واقع منطق ترجیح منافع اکثریت بر اقلیت است، براساس نگاههای نئولیبرال نیز که در آن جایگاه اقلیت و آزادیهای فردی در جامعه اهمیت دارد، قابل توجیه است؟
قانون برآمده از همهپرسی به لحاظ مبنایی، چه جایگاهی در قیاس با دیگر قوانین نظام سیاسی دارد؟ کارکرد و جایگاه همهپرسی در قوانین کشورهای توسعهیافته در مقایسه با ایران چیست؟ آیا رجوع به آرای عمومی در ایران معادل فهم «ارادهی عمومی» آنچنانکه روسو میگفت، است؟
در آخر ذکر این نکته ضروری است که عدم توجه به ماهیت مفاهیم و اصطلاحات رایج در عرصهی سیاسی و اجتماعی و تبار این مفاهیم و دلالتهایی از این مفاهیم که وضع آیندهی ما را رقم میزند، سبب آشفتگی روزافزون وضع تفکر و به تبع آن تدبیر سیاست در ایران خواهد بود. لذا این پرونده در پی پدیدار شدن این رویداد در سیاست، تلاش دارد تا از بنیانهای آن پرسش کند.
ارتباط با ما:
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
مطالب مرتبط:
رفراندوم؛ خوانشی ازوتریک از اصلی دموکراتیک
حیث التفاتی شناخت ما ناظر به موضوعی جزئی و بخشی نیست؛ بلکه ناظر به کلیت جامعه است. شناخت کلنگر ما با حرکت از ظاهر به باطن جامعه حاصل میشود و لذا منطق حاکم بر محتوای ما اینگونه شده است:
مجلهی سوره نیز سرنوشتی پیوند خورده با سرنوشت انقلاب و فراز و فرودهای آن داشته است و او نیز تنها زمانی میتواند خود را از گرفتار شدن در دام زمانه برهاند و انقلاب اسلامی را همراهی کند که متوجهی باطن و همگام با تحولاتی از جنس انقلاب باشد. تلاشمان این است که خود را از غفلت برهانیم، برای همین به دور از هرگونه توجیه و تئوریپردازی برای توسعهی تغافل، میگوئیم که سوره «آیینه»ی ماست. از سوره همان برون تراود که در اوست. تلاشمان این است که بهجای اصل گرفتن «ژورنالیسم حرفهای»، یعنی مهارت در بهکارگیری فنون، تحول باطنی و تعالی فکری را پیشه کنیم. نمیخواهیم خود را به تکنیسین سرعت، دقت و اثر فرو بکاهیم. کار حرفهای بر مدار مُد میچرخد و مُد بر مدار ذائقهی بشری و ذائقه بر مدار طبع ضعیف انسان و این سیر و حرکت، ناگزیر قهقرایی است.
شماره 87-86 مجله فرهنگی تحلیلی سوره اندیشه منتشر شد
شماره جدید مجله سوره اندیشه نیز بهمانند پنجشش شماره اخیرش، موضوعی محوری دارد که کل مطالب مجله حولوحوش آن میچرخد. موضوع بیستویکمین شماره سوره اندیشه، «نقد» است؛ موضوعی که شعار بیستویکمین نمایشگاه مطبوعات نیز قرار گرفته است. نقد، موضوع مناقشهبرانگیزی است که بسیاری از مجادلات سیاسی و فرهنگی ما، از روشن نبودن مفهوم آن ناشی میشود؛ تا جایی که منتقد را به جرم مفسدهانگیزیاش خاموش میکنند. کار منتقد، حرف زدن است ولی نقد، منتظر شنیده شدن نیست. اینجا است که تفاوت منتقد با معترض و مخالف و مصلح و مفسد روشن میشود.